اولين شماره ي نشريه ي علمي تخصصي كامپيوتر دانشگاه ما پس از مدت ها كش و قوس منتشر شد، اما چه نشريه اي؟ چه خيطي؟ چه ننگي...؟ من دانشجو ترجيح مي دهم فقط روي جلد آن را نگاه كنم و به مطالب درونش با آن نوع و شكل چاپش توجهي نكنم. آخه عزيز مسئول اگر نشريه بودجه دارد، خرجش كنيد و كيفيت را به حداكثر برسانيد و اگر ندارد پس تعطيلش كنيد!، محتواي درون اين نشريه بجز يكي دو مورد را به راحتي مي توان در وب سايت هاي گوناگون پيدا كرد و نيازي نبود اين همه وقت و هزينه به هدر برود. براي شما دوستان بي حس و حال نيز متاسفم، شما بعنوان دانشجويان كارشناسي اين دانشگاه چه كمكي در راه ارتقاي مجله ي خود كرده ايد؟ دانشجويي را فقط حضور و غياب در كلاس هاي درس مي دانيد؟ گيرم تمامي نمرات شما در طول دوران تحصيل "الف" بشود و بعد از چند سال مدرك هم گرفتيد، از خودتان نمي پرسيد دوران دانشجويي من چه سودي براي من داشت؟ براي شما تفاوت بين مدرسه و دانشگاه در چيست؟ در مختلط بودن آن...؟ چرا در هيچ تشكلي اعم از رسمي و غير رسمي شركت نمي كنيد؟ جاي تعجب ندارد كه در يك دانشگاه با 60 نفر دانشجوي كامپيوتر، اگر استادي يك گروه اينترنتي براي تبادل سوالات و جزوات ايجاد مي كند تنها 8 نفر عضو دارد! براي اينكه در اينجا يا اكثرا از كاركردن با كامپيوتر و ابراز استعداد هايشان هراسانند و يا اگر هم چيزي بلدند دچار توهم معصوميت هستند و بر اين باورند كه در سال 2007 با حضور در اينترنت و كارهاي گروهي عفت و متانتشان دچار آسيب هاي جدي مي شود!. الحق حقمان است اگر هنوز به خاطر نوع پوششمان توي سرمان مي زنند و مثل گوسفند سوار استيشن هاي بدبختي رو به سوي مسلخ بي آبرويي روانه مي شويم. دوستان من قصد اهانت به هيچ كسي را ندارم و فقط اين ها را مي گويم تا خودتان را باور كنيد، بياييم مفيد باشيم، بياييم هدف تعيين كنيم، باور كنيد "خرخوني" هدف نيست، مگر بارها نخوانديم عالم بي عمل مانند زنبور بي عسل مي ماند، پس چشم هايتان را بشوييد و جور ديگر به تحصيل خود بنگريد، دست به دست يكديگر بكوشيد نشريه ي بعدي را درخور شأن و شخصيت يك دانشجوي كارشناسي ارائه دهيد تا همگي شيريني عسل عمل خود را بچشيم.


در اينجا از همه ي كساني كه بي دريغ در راه تهيه ي اين شماره از مجله كوشيدند، سپاس گذاري مي كنم و به آن ها خسته نباشيد مي گويم، انصافا در اين تاريكي حركت شما اقدامي روشنگر بود.